05/06/2026
داکتران جوان و واقعیت تلخ شفاخانههای خصوصی.
سالها درس خواندیم، شبهای بیخوابی را تحمل کردیم و از شیرینترین روزهای جوانی و خواستههای شخصی خود گذشتیم. با هزاران امید و آرزو رشته طب را به پایان رساندیم؛ به این امید که هم مرهمی بر زخمهای مردم رنجدیدهمان باشیم و هم بتوانیم آیندهای باثبات و آبرومند برای خود و خانوادههایمان بسازیم.
اما متأسفانه، واقعیت بازار کار بیرون از دانشگاه، سیلی تلخی بود بر روی تمام آن رویاها!
یک تجربه واقعی :
چندی پیش برای یک بست کاری در یکی از شفاخانههای خصوصی و خیلی مشهور کابل ، پس از سپری کردن امتحان تحریریِ سخت و مراحل مصاحبه، در نهایت پیشنهاد کاری (Offer Letter) را دریافت کردم. وقتی شرایط را دیدم، تمام خستگی سالهای تحصیل در تنم باقی ماند:
معاش ماهوار: فقط ۲۰ هزار افغانی!
ساعت کاری: از ۸ صبح تا ۵ عصر،همراه با ۴ تا ۵ شب نوکری .
شاید برای یک فرد عادی این رقم فقط یک عدد باشد، اما برای یک داکتر جوان که عمر و جوانیاش را روی کتابهای سنگین طب گذاشته، این معاش نه کفاف مخارج اولیه زندگی و حمایت از خانواده را میدهد و نه امیدی برای پسانداز و ساختن آینده باقی میگذارد.
سوال که باید پرسید:
چرا برای حمایت از داکتران جوان، مانند کشورهای همسایه، یک سیستم که بتواند داکتران را زیر یک چتر نگاه کند و از حقوقش دفاع کند نیست؟
بسیاری از شفاخانههای خصوصی درآمدهای میلیون دالری دارند ، انتظار میرود که با داکتران جوان که ستون آینده نظام صحی کشور هستند با عدالت، انصاف و احترام بیشتری برخورد کنند.
هدف از نوشتن این متن، گلهگذاری شخصی نیست؛ بلکه باز کردن یک بحث حیاتی است. بحثی درباره (حقوق داکتران جوان، شرایط کاری عادلانه و آینده رو به زوالِ نظام صحی کشور)
فراموش نکنیم ،اگر امروز از داکتران جوان خود حمایت نکنیم، فردا چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم که آنها با انگیزه، دلگرمی و امید در وطن بمانند و به این مردم خدمت کنند؟
نظر شما چیست؟ آیا شما یا همکارانتان هم با چنین شرایطی مواجه شدهاید؟
داکتر کلیم احدی