Dr.Saboori

Dr.Saboori ‏!Resident of Surgery
‏ at Institute of thoracic and cardiovascular Diseases of KMUS

دوستان و همسلکان عزیز و گرانقدر، امروز سخنی با شما دارم؛ سخنی از دل یک طبیب که پنجاه سال شاهد رنج، تلاش، ایثار و قربانی‌...
14/05/2026

دوستان و همسلکان عزیز و گرانقدر،

امروز سخنی با شما دارم؛ سخنی از دل یک طبیب که پنجاه سال شاهد رنج، تلاش، ایثار و قربانی‌های این قشر شریف بوده است.
در این روزها، موجی از تبلیغات بی‌اساس و تخریب‌گرانه از سوی افراد غیرمسلکی و صفحات وابسته به گروه‌های خاص، علیه طبیبان و پرسونل شریف صحی ما به راه افتاده است. این حملات نه بر حقیقت استوار است و نه بر وجدان؛ بلکه بر سکوت ما تکیه کرده است. سکوتی که امروز باید شکسته شود.
ما باور داریم که مرگ و زندگی در دست خداوند متعال است. اما متأسفانه دیده می‌شود که وقتی مریض شفا می‌یابد، همه دست دعا به سوی آسمان بلند می‌کنند؛ اما وقتی مریض فوت می‌کند، انگشت اتهام به سوی طبیب نشانه می‌رود، و همین روایت ناعادلانه توسط افراد استفاده جو، ژورنالیست‌های غیرحرفوی و صفحات تبلیغاتی دامن زده می‌شود.
این در حالی است که طبیبان، نرس‌ها و تمام کارکنان صحی ما—با وجود کمبود امکانات، فشارهای اجتماعی، محدودیت‌های جنسیتی و شرایط دشوار—هر روز با وجدان بیدار، قلب های طپنده و دستان خسته اما امیدوار، برای نجات جان انسان‌ها می‌جنگند. این قشر، ستون فقرات سلامت سرزمین ما میباشد، نه هدفی برای تخریب و تحقیر.
برای من که سال‌های عمرم را در این راه گذاشته‌ام، دردناک است که رسانه‌هایی چون ۸صبح و برخی صفحات وابسته در این اواخر، بدون ارائهٔ هیچ سند معتبر، در تلاش بدنام‌ و بی اعتبار سازی طبابت افغانستان‌اند؛ کاری که نه تنها اعتماد مردم را تخریب می‌کند، بلکه سرمایه و امید را از کشور فراری می‌دهد. این کار، فقط بی‌انصافی نیست—خیانت ملی است.
ای ژورنالیست محترم، شما که قلم دارید، آیا از اصول طبابت آگاهی دارید؟ آیا می‌دانید طبیبی که می‌گوید برای ولادت «دو هفته وقت دارد»، بر اساس علم، تجربه و تشخیص سخن می‌گوید؟ آیا می‌دانید تشخیص یک مرض بر کدام اصول و پرنسیپ ها صورت میگیرد و چند بار معاینات لابراتواری و تصویر برداری نیازمند است، هزینهٔ ۲۴ ساعت نگهداری یک مریض در شفاخانه چند است؟ آیا از مراقبت های قبل ، رمان و بعد از عملیات آگاهی دارید؟ آیا میدانید که جهان طبابت با استفاده از تکنالوژی در چه جایگاه قرار دارد و ما در کجا تاریخ طبابت؟ آیا می‌دانید که مرگ‌ومیر نوزادان حتی در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان نیز صفر نیست؟
اگر واقعاً دلسوز مردم هستید، به جای تخریب، دست در دست طبیبان بگذارید تا اعتبار طبابت این سرزمین دوباره احیا شود و رشد کند. و اگر طبیبی از موقف خود سوءاستفاده کرده باشد، با سند و مدرک به مراجع عدلی معرفی کنید تا به سزای اعمال خود برسد؛ اما کل یک خانواده طبیب را قربانی چند مورد استثنایی نسازید.
ما با صدای بلند و واحد اعلام می‌کنیم:
• ما این تبلیغات غیرحرفوی و غیرژورنالیستی را محکوم می‌کنیم.
• ما اجازه نمی‌دهیم تلاش پنجاه سالهٔ اخیر طبیبان این سرزمین که در دشوار ترین تاریخ سرزمین ما وجود داشته است با چند گزارش بی‌اساس و مفهوم بیسواد مابانه لکه‌دار شود.
• ما در کنار مردم خود ایستاده‌ایم و برای نجات جان انسان‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنیم.

طبیبان افغانستان، شما در سخت‌ترین شرایط، امید را زنده نگه داشته‌اید. شما در تاریک‌ترین شب‌ها، چراغ نجات بوده‌اید. شما شایستهٔ احترامید، نه هدف حملات زهرآگین چند صفحهٔ فروخته‌شده.
بیایید سکوت را بشکنیم. بیایید از عزت طبابت خود دفاع کنیم. بیایید اجازه ندهیم حقیقت قربانی تبلیغات شود.

🖋 پروفیسور دکتور بسم‌الله شیوامل

دوازده سال مکتب…سال‌هایی که با هزار امید و آرزو سپری می‌شود.بعد، کانکور؛ آزمونی که برای بسیاری نه یک‌بار، که چندین‌بار ت...
02/05/2026

دوازده سال مکتب…
سال‌هایی که با هزار امید و آرزو سپری می‌شود.
بعد، کانکور؛ آزمونی که برای بسیاری نه یک‌بار، که چندین‌بار تکرار می‌شود و هر بار، سنگین‌تر از قبل بر دل می‌نشیند.

و اگر عبور کنی… تازه آغاز راه است.

هفت سال دانشگاه؛
روزهایی که در کتاب‌ها گم می‌شوی و شب‌هایی که با اضطراب امتحان به صبح می‌رسی.
هر امتحان، گویی تولدی دوباره است؛
درد دارد، رنج دارد، اما امید هم دارد.

بعد از آن، امتحان خروجی…
و باز هم رقابت، باز هم ترس، باز هم تلاش.

و اگر بگذری…
امتحان تخصص، و پنج سال دیگر از عمر؛
پنج سال بی‌خوابی، خستگی، دیدن درد مردم، و گاهی حتی ناتوانی در نجات جان‌هایی که برایشان جنگیده‌ای.

در پایان، نامت می‌شود «داکتر»…
اما کسی نمی‌پرسد این نام، چند سال از جوانی‌ات را گرفته است.

در سرزمین ما، داکتر شدن پایان رنج نیست،
آغاز نوعی دیگر از آزمون است…

معاشی که کفاف یک زندگی ساده را هم نمی‌دهد،
انتظاراتی که گویی باید معجزه کنی،
فشاری که از خانواده، جامعه و دولت بر دوشت سنگینی می‌کند.

مردم از تو توقع دارند جان ببخشی،
خانواده از تو توقع دارند دنیا را بسازی،
و سیستم از تو می‌خواهد فقط کار کنی… بی‌صدا، بی‌شکایت.

اما در میان همه این‌ها،
آنچه بیش از هر چیز دل را می‌شکند،
نه خستگی است، نه بی‌خوابی…
بلکه بی‌احترامی است.

وقتی به جای «طبیب»،
واژه‌هایی چون «قصاب» و «پول‌پرست» شنیده می‌شود،
وقتی اعتماد، جای خود را به تهمت می‌دهد،
آنجاست که روح یک داکتر خسته‌تر از جسمش می‌شود.

عزیزانم…
داکتر، پیش از آن‌که داکتر باشد، انسان است.
او هم دل دارد، خانواده دارد، خستگی دارد، و نیاز دارد.

اگر از یک داکتر انتظار دارید که با مهربانی و دلسوزی با شما رفتار کند،
این مهربانی را از خود آغاز کنید.

فرهنگ احترام، از ما شروع می‌شود؛
از یک نگاه، یک کلام، یک رفتار ساده.

بیایید یاد بگیریم…
پزشک را نه فقط زمانی که درد داریم،
بلکه همیشه با احترام ببینیم.

بیایید باور کنیم…
دست‌هایی که درمان می‌کنند،
بیش از هر چیز، به محبت نیاز دارند.

و بیایید جامعه‌ای بسازیم که در آن،
داکتر بودن نه یک رنج خاموش،
بلکه افتخاری روشن باشد.

چرا که احترام به پزش
در حقیقت احترام به زندگی است…

#درد دل و کاپی از رخنامه استاد قیس رابین قرضی

Address

Kabul

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Dr.Saboori posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share